گوشی هایی که تخته سیاه شدند

139712130947337616806664به نام معلم

به یاد قلم، تخته سیاه، گچ، چوب، صف، امتحان، کارنامه، و به یاد مدرسه

معلمی شغل انبیاست...

 

این روزها با این مهمان ناخوانده معلم را جوری دیگر میخوانم.

معلم در نگاه من

صبر است و استقامت،،، مهر است و لطف بی کران،،، انگیزه ی رویش ذهن بچه ای سربه هواست....

وقتی برای نوشتن مشق های بچه ها داد میزنم... وقتی سر کلاس تدریس من مینشینند و بعد از سه بار تکرار عصبانی میشوم

تازه میفهمم معلم کیست....

منکه مادرم... مهر فرزندم تمام وجودم را گرفته... بعد از چندبار توضیح و توجیه سرش داد میزنم... قهر میکنم... به در و دیوار گله میکنم... از چین تا ماچین عارض میشوم..

معلم نه ماه از سال را با جمعی از بچه ها سر میکند...

بچه هایی با روحیات و ذهنیاتی متفاوت...

عجب صبر

و حوصله ای....

نگویید کار میکند پول میگیرد بخدا انصاف نیست این توجیه و دلیل فقط منطقیست بر ذهنهای معامله گر یاد گرفته ایم عشق را با پول بسنجیم.

هرکاری عشق میخواهد... اگر علاقه نباشد ثروت دنیا را ببخشند کار بیهوده ای خواهد بود.... مطمعن باش روزی که عطش ثروت فروکش کند برای عشق برباد رفته ات  حسرت خواهی خورد...

کلاس تعطیل شد... صفحه ی گوشی ها  تخته سیاه شدند.

گچ؛ انگشتان توست بر دکمه های این تخته سیاه.

فضای مجازی پر شده از لحن غصه دار صدایت...

دلتنگ بچه هایی هستی که ما از حضورشان لبریز شده ایم

ناگفته نماند  که بچه ها بیشتر دلتنگند... انتظار این جدایی بی برنامه را نداشتند...

چه ساده مهربانیتان را خیرات میکنید ... به جاده های صعب العبور میزنید  تا عشق را ترویج کنید....

امسال معلم بیش از یک معلم بود

مجنون بود به عشق تدریسش

حرف بسیار و گنجایش واژه ها کم

قلب مهربانت همیشه قابل ستایش است..

روزَت مبارک

زنده دل... ✍

روز معلم را به تمامی معلمان مجازی و سخت کوش این روزهای کرونایی تبریک عرض میکنیم.. باالاخص معلمان و اساتیدی که در جمع صبح گناباد حضور دارند...