دل نوشته اي براي مظلومترين قهرمان عصرها

" مرد غريبستان " ! دلم سخت گرفته است ، اكنون كه مي بينم بعد از چهارده قرن ، همچنان مظلومترين قهرمان تاريخ هستي ، اما چه باك كه پيام عدالتت در عين مظوميت ، سراسر گيتي را درنورديده است .

 Emam-Ali

 

درآن دوران تيره و تار هنگامي كه جاهلين ، پيامبر خدا را آماج سنگهاي سياه كينه قرار دادند و قصد جانش را داشتند ، تنها تو بودي كه جان را بركف نهاده و در بسترش بجاي او خوابيدي تا پيامبر و دينش جاودان بماند .

 

تورا در همه عرصه هاي خون و خطر ميشد يافت ، آنجا كه پشت شيرمردان عرب هم مي لرزيد .

 

وقتي كه " مرحب " امير خيبر ، كف بر دهان ، عربده ميكشيد و هل من مبارز را رجز ميخواند ، آن روز نيز تو بودي كه جانت را سپر بلا كردي و فتنه اي ديگر را در نطفه خفه كردي . تو " عمروبن عبدود " نامي ترين پهلوان جهان عرب را قبل از او به درك واصل كرده بودي كه اگر نبود حضور و شهامت و دلاري قهرماني همچون اسدالله الغالب ، بي گمان امروز نامي از دين و ايمان نبود .

 

 " شير شبهاي د‍‍ژم " ! 

تو در جنگ صفين زره نپوشيدي و در ديگر معركه ها نيز ، زره بر سينه پستي و هرگز پشت به دشمن نكردي تا ضربت ذوالفقارت و هيبت علوي ات در دفاع از حريم نبوت زبانزد عام و خاص باشد و ناكثين و مارقين را بتاراند .

 

... تو دست چپاولگران را از بيت المال مسلمين كوتاه كردي و با آنكه ميتوانستي كاخهاي سبز و سرخ بسازي ، اما به اندكي نان جو و نمك بسنده كردي ، تا آنجا كه عقيل را نيز آتش بر دستان گذاردي و او را از هيبت آتش دوزخ هراساندي !

 

... هرچند بعد از قتل برخي از آنانكه داعيه دار دين بودند ، طلاي ماترك آنان را وارثين شان با تبر بين خودشان تقسيم كردند ، ولي تو همچنان عرق بر جبين در نخلستانهاي حجاز تلاش ميكردي و حاصل دسترنجت را در زنبيلها ريخته ، بردوش ميكشيدي تا شباهنگام ، يتيمان و محرومان گرسنه سر بالين نگذارند .

 

و .... چه زيبا گفته است " جرج جرداق " كه تو را از شدت عدالتت در محراب عبادت به شهادت رساندند .

 

" مرد غريبستان " !

افسوس كه در نهايت بقاياي آل ابوسفيان تاب تحمل تورا نياوردند ، تا جايي كه براي حفظ مصالح اسلام ، درد دلهايت را در چاههاي كوفه  و ... گفتي ، علي الخصوص آنجا به ساحت دختر عظيم الشان رسول الله اسائه ادب شد و يگانه بنت رسول الله در عنفوان جواني به ديدار پدرش شتافت ، فقط خدا ميداند كه در آن هنگامه ، چه برتو و فرزندانت گذشت ،

آجرك الله في هذه المصيبت .

 

 اينك نيز شاهديم كه فرزندان ابوسفيانها و عمروعاصها و شمرها و يزيدها ، علم برافراشته و اسبها زين كرده و يراق بر كمر بسته اند ، تا ريشه اسلام را بخشكانند . فتنه ي امروز  كم از فتنه هاي صدر اسلام نيست . اينك طلحه ها را هم مي بينيم و زبيرها را كه در صفوف اشقيا شمشير ميزنند !

 

ابوموساهاي اشعري هم به خودشان زحمت نميدهند تا اندكي بينديشند و گاهي ندانسته در دام عمروعاصها مي افتند !

يا مولي مددي كن !

اصل دين اينك در معرض تهديد همه جانبه است ، امروز خناسان با قلوبي آكنده از نفرت به اين مي انديشند تا ذوالفقار تو را به عنوان مظهر خشونت مطرح كنند و اسلام را دين شمشير !

 

شمشيرها آخته و بر باورهاي جوانان جهان تاخته اند تا دين را از عرصه اجتماع بتارانند و به مساجد و مقابر محدود كنند ، اما ما هميشه بر اين باور بوده ايم و خواهيم بود كه اين چراغ ايزدي هيچگاه خاموش نخواهد شد . چرا كه :

 

چراغي را كه ايزد بر فروزد           هر آنكس پف كند ، ريشش بسوزد

 

صبح گناباد

 

 

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی