صبح گناباد بررسي ميكند
ضرورت باز خواني انديشه هاي حضرت امام (ره)

روز چهاردهم خردادماه 1368 ، جهان اسلام بزرگ مردي را در سوگ نشست كه به حق ميتوان از او به عنوان احياگر اسلام اصيل در قرن حاضر ياد كرد ، بزرگ مردي كه با انديشه هاي سياسي خويش ، قلدران جهان را به چالش كشيد .

emam khomaini

به گزارش صبح گناباد ، پس از گذشت بيست و هشت سال از ارتحال ملكوتي امام خميني رحمه الله عليه ، مردم قدرشناس ايران اسلامي ياد و خاطره اورا گرامي ميدارند . در اين ميان اما جوانان نسل دوم و سوم انقلاب اسلامي در بين تهاجم انديشه هاي سكولار و لاييك واقعا گير افتاده اند !

 

بخشي از به اصطلاح روشنفكر نمايان سعي در مخدوش كردن انديشه هاي اصولي و اساسي امام راحل دارند . آنان دانسته يا ندانسته سعي ميكنند پروسه دگرديسي انقلاب اسلامي را رقم بزنند بنابراين نسل اول انقلاب وظيفه اي اخلاقي ، وجداني و اسلامي - ايراني را بر دوش دارند تا با هر ابزاري كه در اختياردارند ، به تبيين انديشه هاي اساسي حضرت امام كه در واقع دكترين انقلاب اسلامي در جهان است بپردازند .

 

اصل مهم و اساسي نه شرقي و نه غربي

 

برخلاف آنچه عده اي سعي ميكنند به جامعه القا كنند ، منظور از اين انديشه اساسي ، كشيدن ديوار آهنين در اطراف مملكت و قطع تعامل با جهان خارج نيست ، بلكه منظور امام نفي هرگونه سلطه بيگانگان بر مردم و مملكت اسلامي است كه عزت و اقتدار جامعه اسلامي را درپي دارد . از سوي ديگر اين انديشه در پي تضاد و تعارض با جهان نيز نيست ، بنابراين چنانچه ساير ممالك و حتي قدرتهاي اقتصادي و نظامي جهان امروز ، حاضر به تعامل سازنده با ايران اسلامي باشند و از نگاههاي تحقيرآميز و قلدر مابانه پرهيز نمايند ، قطعا با استقبال صادقانه و دوستانه ايران مواجه خواهند شد .

 

بي اعتمادي به بيگانان و تاكيد بر توانمنديهاي فرهنگي و اقتصادي و اجتماعي اسلامي - ايراني

 

بررسي آثار مكتوب و شفاهي حضرت امام نشانگر آن است كه اين بزرگ مرد معتقد بود فرهنگ اسلامي - ايراني قادر است بدون اتكا به قدرتهاي فرامنطقه اي ،  تمدني بنا كند كه سرآمد تمدنهاي مختلف جهان و به عبارتي مصداق بارز مدينه فاضله باشد . نقش مردم به وي‍ه كوخ نشينان را در اين بين نبايد ناديده گرفت .

 

تفكيك اسلام ناب محمدي از اسلام آمريكايي

 

امام خميني با درايت و تيز بيني خاص خويش ، اسلام ناب را از اسلام آمريكايي تفكيك كرد و بارها به تبيين شاخصه هاي اين دو پرداخت . آنچه حضرت امام از آن به عنوان اسلام آمريكايي ياد ميكند ، يكي اسلام سكولار است ، اسلام التقاطي كه بر مبناي ليبراليسم غربي بنا شده و جايگاه دين را در مساجد و مقابر ميداند و نقشي براي آن در امورات سياسي - اقتصادي - اجتماعي و فرهنگي قائل نيست . خاستگاه اين نحله از اسلام ( اسلام آمريكايي ) بر خاسته از مكتب سكولار مارتين لوتر در قرنهاي 17 و 18 ميلادي است .

بخش دوم اسلام آمريكايي ، به انديشه اسلام تحجر گرا بر ميگردد . اين انديشه نيز بي شباهت به اسلام سكولار نيست ، چراكه دين را مجموعه اي از مناسك ميداند كه يك مسلمان براي تطهير روح خويش انجام داده و نقشي براي حضور دين در حوزه هاي ديگر قائل نيست . اسلام واپس گرا ، به مقتضيات زمان و مكان كاري نداشته و به همين دليل بر اساس تجربيات تاريخي ، ملعبه دست سياستمداران كياس شده اند .

 

آنچه تاكنون به آن پرداختيم ، بخشي از انديشه هاي اصولي و اساسي حضرت امام بود كه براي پيشگيري از طولاني شدن اين بحث ، ترجيح ميدهم  كاربران محترم را به اينفوگرافي بيانات علمي - مستدل و كارشناسي مقام معظم رهبري حفظه الله در سال 1394 ارجاع دهم .

 

andishe-emam1

 

رضا مقيمي كاخكي   خردادماه 1396

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی