دلنوشته های یک شهروند
مسیر توسعه گناباد کجاست ؟ / سرمایه دارانی که توسعه را نمی شناسند

سالهاست که سوالی ذهن من شهروند را بخود مشغول نموده است ، توسعه این شهر از چه مسیری می گذرد ؟!

 tosea

 


تقدیم به آنان که دوست دارند ، شهرشان محیط بهتری برای زندگی، باشد.


توسعه از درون من شهروند  باید  بجوشد !


سالهاست که سوالی ذهن من شهروند را بخود مشغول نموده است ، توسعه این شهر از چه مسیری می گذرد ؟!
پاسخ به این سوال هرچه باشد ، قطعا و یقینا ، به انتظار نشستن و به خارج از این شهر زل زدن ، نیست ، همین قدر  می دانم که توسعه وارداتی نیست ، توسعه امری درونزا است که مسیر آن از اندیشه و خرد بومی می گذرد ، مسیر آن از خواست و اراده تک تک شهروندان می گذرد ، توسعه باید در دل من و تو بجوشد , تافرهنگمان شود و به عبارتی، قهرمان توسعه،  خودمان هستیم .

 

توسعه این شهر باری بر دوش من شهروند است که باید به مقصد برسانم و به عبارتی می توان گفت کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من  و البته همیشه گفته اند و می گوییم که خواستن توانستن است . توسعه میوه تفکر خودش است. برای رسیدن باید در مسیر توسعه گام برداشت و به رشد و بالندگی و مشارکت جمعی باور داشت .

 


نخبگان ، سرمایه های اجتماعی و برند این شهر هستند.

 


سرمایه های اقتصادی را می توان ساخت و یا ایجاد کرد اما سرمایه اجتماعی برای یک شهر براحتی ایجاد نمی شوند شاید سالها و یا نسلها طول بکشد تا سرمایه ای اجتماعی بوجود بیاید  ، سرمایه های اجتماعی که منظور همان نخبگان هستند ، در خور دیده شدن و ارج گذاشتن و کرامت هستند که البته می توان ادعا کرد که این شهر و این دیار در بضاعت و در اندازه خود در هر رشته و هر گرایشی حرفی برای گفتن دارد ، نخبگان علمی ، اقتصادی ، سیاسی ، پزشکی ، ورزشی و هنری ، سرمایه های اجتماعی هستند که پای شهرت و قلمرو نبوغشان فراتر از مرزهای شهر و کشور رفته و حتی جهانی شده اند ، اما برای پاسداشت آنها چه کرده ایم و چه برنامه ای داریم و چه می خواهیم بکنیم

 


چه بر سر اقلیم مان آورده ایم؟!

 


از غبار و گرد و خاک این روزهای  شهرم بدجوری دلم گرفته است  ، بخاطر ابرهایی که  آمدند وخم به ابرو نیاوردند و رفتند ، انگار به خاطر کارهایی که کرده ایم و نکرده ایم از ما دلگیر بودند . در چندین  سال گذشته ، تنها و همیشه چشممان را  به آسمان دوختیم ، که شاید باران ببارد ،  اما غافل از اینکه هر چه بر سر ما می رود ، خود خواسته بود .

 

دلم گواهی می دهد که  بخاطردرختانی بود که نکاریدیم و درختانی بود که قطع کردیم. هنوز صدای نامهربان و دلخراشی اره ای که خیابان بهشت را جهنم کرد از گوش این جماعت نرفته است ، انگار  فراموش کرده ایم که باید با طبیعت مهربان بود  تا  طبیعت نیز با ما مهربان باشد. بواقع هر چه کردیم بوی حذف شدن می داد ، انگار از این جمله معروف فراموش کرده ایم که از تو حرکت و از خدا برکت.

 

ننشستیم تا فکری بکنیم و طرحی نو دراندازیم  و برای آنچه خدا  به ما داده ، برنامه ریزی و برای آنچه می خواهیم بدست بیاوریم ، هدفی تعیین کنیم  ، نه هم اندیشی کردیم  و نه چاره ای اندیشیده ایم . امید که  آیندگان ما  را برای خیانت در امانت ، نفرین نکنند و شرمنده همت گذشتگان و اجدادمان نشویم که در دل کویر با حفر قنوات در قرنها قبل آب را برای ما به ارث گذاشته اند .

 


وضعیت نازیبای این دیوارها …….

 


دیوارهایی از جنس آجر و سیمان ،  نما و چشم انداز اکثر خیابانهای اصلی این شهر شده اند . دیوارهایی که در بهترین خیابانها و معابر شهر حریم ادارات و سازمانهایی شده اند که سعی دارند ،  ضمانت سلطه اداری خود بر شهروندان باشند ، چه نازیبا هستند ،  هنگامی که رنگ سرد و خموش مصالح خود را بر تن کرده اند . آیا کسی یا مسوولی به فکر تغییر این وضعیت نازیبا با رنگ و نقشی با نشاط ، که دل عابران پیاده و یا شهروندان را برباید ،  خواهد افتاد.

 


 آقای فرماندار همایش سالانه گناباد و توسعه را برگزار کنید.

 


دوازده سال از اولین همایش گنابادیهای سراسر کشور ، که به همت فرماندار وقت و اولین دوره شورای شهر گناباد با هدف همگرایی و هم افزایی بیشتر بین شهروندان مقیم و غیر مقیم در راستای توسعه شهرستان ،برگزار شد ،  می گذرد . همایشی که دومی نداشت و از آنوقت تا اکنون نه همایشی برای دور همی گنابادیها و گناباد دوستان برگزار شد و نه بحثی پیرامون برگزاری آن در شرایط حساس کنونی در جریان است .

 

حال که احساس می شود , دوباره خرد جمعی بر تفکر کلان شهر حاکم شده است  ، انتظار عمومی این است ، که مسوولین محترم شهرستان برای استفاده از این ظرفیت بسیار بزرگ مغفول مانده و بلا استفاده ، برنامه ریزی و فراخوان بدهند و حتی اقدام به برگزاری آن بصورت سالانه کنند .

 

افرادی با نفوذ و دلسوزی  که در گوشه و کنار کشور و حتی خارج از کشور ، عطش خدمت به شهر و دیار خود را دارند ، اما سرخورده از بی برنامگی ها و ناکام از هر گونه توجهی به روند کنونی بشدت معترض هستند .

 


سرمایه دارانی که توسعه را نمی شناسند

 


فرق است بین سرمایه دار و سرمایه گذار ، لااقل در شهر ما گناباد عده زیادی از ملاکین فقط سرمایه دار هستند که نخواسته اند   به جریان سرمایه گذاری وارد شوند  ،  عده زیادی در این شهر هنگامی که نهالی بیش نبودند ، ریشه زد ند و در همین محیط ، رشد کردند  ، جانی گرفتند ولی میوه خود را در مناطق و شهرهای بزرگتر دادند که البته در خصوص دلایل  آن هم بهانه های فراوان دارند که در این مجال اندک نمی گنجد، ولی شاید اینکه بستری برای سرمایه گذاری نبوده است  و شاید مسئولی که نتوانسته سرمایه آنها را هدایت و جذب و انگیزه آن را بوجود آورد  و شاید حساب و کتاب  سرانگشتی برای سرمایه خود می کرده اند از همین دست بهانه ها باشد ، ولی غافل از اینکه سرمایه گذاری که مصداق  ملموس آن می تواند  ساخت و ساز در شهر ، باشد  ، بستری برای توسعه است که ارزش سرمایه آنها را دوچندان می کند ، بهر صورت آنطور که پیداست هنوز که هنوز است برنامه ای منسجم و استراتژیک  برای جذب و ایجاد انگیزه سرمایه گذاری و هدایت سرمایه های سرگردان در این شهر تدوین نشده است و امید که .......................

 

هادی حیدرنیا

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی