وسوسه میوه ممنوعه؛
برگ انجیری برای نامزد های انتخابات مجلس

entekhab922222نماینده چهار دوره مردم رشت وقتی دیگر به مجلس نرفت به کجا رفت؟ او اکنون معاون رییس جمهور و رییس سازمان برنامه و بودجه  است.  در انتخابات مجلس نهم  وقتی دکتر عادل آذر نماینده ایلام   دوباره  رای نیاورد اندکی بعد رییس مرکز آمار ایران  شد.

 

علی‌عسگری که مجلس هفتم نماینده مشهد بود اکنون معاون پارلمانی مرکز استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام است و……

 

نمایندگان مجلس ، عصاره وجودی یک شهر هستند. همه نام ها از فرماندار تا روسای ادارت شاید فراموش شوند اما وکلای مجلس همیشه در دیالوگ ها مردم یاقی میمانند. ذکر خیرشان میکنند، فحش میدهند، جوک می سازند و دنبال عاقبت کارش میگردند. نمایندگی قبل از اینکه یک شغل باشد یک شان است. به همین خاطر  مجلس نمایندگان ادوار داریم و  آب باریکه مجلس هم برایشان قطع نمیشود!

 

اما از آن مهمتر سرمایه اجتماعی است که همراه این مردان باقی می ماند . نماینده پس انداز فکرو اندیشه مردم یک شهر هستند. روی شانه های مردم بالا می روند معروف میشوند ، به اسرار مملکت دست می یابند و در جلسات سران نظام راه می یابند. حرف هایشان قانون میشود و میتوانند بودجه های میلیاردی نفتی را با رای منفی و مثبتی  جابجا کنند. اما این چهار سال  تازه مقدمه بازی قدرت است.

 

برخی میگویند ، مجلس ، پلی است برای سیاستمدار شدند. خدمت تازه از روز بعدی شروع میشود که  او پایش را از مجلس بیرون میگذارد. اگه قدر رای مردم را دانسته باشد. اگه به حال خوش مردم که او را بزرگ خود دانسته اند خرقه واقعیت پوشانیده باشد  باید در اندک زمانی ، رجل شده باشد.  باید که فراز و فرود  قدرت را آموخته باشد باید که حالا عین الیقین خدمت را حس کند.

 

اما اکثر مواقع اینجور نیست. خیلی از نمایندگان بعد از مجلس می شوند همان آدم قبلی. استاد دانشگاه به کتابخانه  برمیگردد، یکی تاجر میشود ، آن یکی از دنیا بی زار میشود و گوشه نشین.  یکی قهر میکند و سری به مردم شهرش نمی زند. یکی هم به فکر انتخابات چهارسال بعد  می سوزد و میسازد. این یعنی شکست برای مردم آن شهر ، یعنی تلف شدن انرژی ، تلف شدن سرمایه عمر و نابودی فرصت های توسعه. حالا باید بازی دیگری از صفر شروع کنند و آدمی دیگر را بسازند و بالا ببرند و  راهی تهرانش کنند.

 

اندکی به چهار نماینده سابق شهر خود نگاه کنیم. آقای  ملازاده، مهدیزاده، آزادمنش و مدنی کجا هستند؟ آیا وزیر شده اند، آیا معاون یک سازمان بزرگ هستند؟  آیا میتوانند  بدون  رد شدن از گیت های حفاظت  به رییس جمهور نزدیک شوند؟  آیا مشاور یکی از بزرگان نظام هستند؟  بی تردید پست های بالاتر و پرنفوذ تری هم هست که میشود خدمت را ادامه داد. میشود رانت مردم شهر بود برای حل مشکلاتشان. حداقل آن است که مردم خوشحالند که یکی از فرزندان شان در جایگاه بالایی مشغول خدمت به کشور است حتی اگر لهجه اش هم یادش رفته باشد!

 

 البته این چهار  بزرگوار نماینده سابق،  نخبه هایی هستند که حتما اکنون  در جایی مشغول خدمتند اما بی تعارف در قدرت رشد نکرده اند.

 

واقعیت آن است که نمایندگی یک کاتالیزور است یک میوه بهشتی است که دل میشوید و بال پرواز میدهد اما  برای عده ای میوه ممنوعه ای بیش نیست که خوردنش همانا و  ساکن زمین خاکی شدن همان. با همان شتاب که بالا میروند ، بر زمین مینشینند.

 

با این  وصف ، طبیعی است که از مردم بخواهیم در میان ده ها نامزدی که از حالا ذکر خیرشان است  به کسی فکر کنند  که بعد از نمایندگی اش ، بزرگ تر شود . کسی که در چهار سال  بتواند کار یاد بگیرد،  دغدغه های  محلی اش ، ملی شود و همین که دوره اش تمام شد، ده دست دنبالش باشند تا بالایش ببرند.   نه آنکه  هبوط کند و مردم برایش برگ انجیری پیدا کنند!

 

احمد یوسفی مقدم

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی