چرا سينما را هنر هفتم ناميده اند ؟

واژه هنر در پارسی میانه به شکل هونر بوده که از دو پاره هو (خوب)+ نر (مرد) تشکیل یافته و در جامعه مرد سالار ایران همانگونه که دلاوری را "مردانگی" و ایستادگی را "پایمردی" نام گذارده‌اند خلاقیت والا را نیز هونر ("خوبمردی") نامیده اند. البته این روند در بیشتر زبان‌های گیتی بچشم می‌خورد و در جوامع نوین این گونه واژه‌ها بار جنسیتگرای پیشین خود را از دست داده و برای مفاهیمی معتدل و خنثی بکار می‌روند.

cinema

چرا سینما را هنر هفتم نامیده اند؟
 
قبل از پرداختن به بحث هنر هفتم، ابتدا باید تعریفی از هنر داشته باشیم.
 
تعریف هنر:
هنر به همه کوشش‌های خلاق انسانی گفته می‌شود که ارتباط مستقیمی با بقاء و تولیدمثل نداشته باشند.
هنر مهمترین کار و فعالیت ماورای طبیعی مناسب برای زندگی است(نیچه) .
 
هنر چیزی است که با مهارت و تخیل ایجاد شده و زیباست و یا ایده ها و احساسات مهم را بیان می کند(فرهنگ لغت Merriam webster)

واژه هنر هم در پارسی به همین اعتدال غیرجنسیت‌گرایانه رسیده است.اما به طور کلی هنر مقولهٔ قابل تعریفی نیست..همانطور که"فرهنگ"، "عشق"، "هویت"، و ... قابل تعریف نیستند...
وجوه مشترک آثار هنری عبارت‌اند از:
الف- تخیل به عنوان مهم‌ترین عامل در شکل گیری اثر هنری
ب- عاطفه و احساس هنرمند: وجه اشتراک دیگر آثار هنری آن است که همه آثار هنری از عاطفه و احساس هنرمند سرچشمه میگیرند نه از تفکر منطقی و عقلانی او.
ج- چند معنایی بودن و منشور مانندی، وجه اشتراک سوم تمام آثار هنریست.این جنبه از خصایص آثار هنری، در واقع از دو ویژگی قبلی که برشمردیم، نتیجه می‌شود. بدین معنی که هر پدیده‌ای که عنصر اصلی سازنده آن تخیل و عاطفه باشد، بی شک نمی‌تواند معنایی منجمد و تک بعدی داشته باشد.از این روست که هر کس در برابر آثار هنری می ایستد، دریافت و استنباط خاصی دارد.
هنرهای اول تا ششم
 در سخنرانی های هگل فیلسوف آلمانی با موضوع زیبایی شناسی بین سالهای 1818 تا 1829،هنرهای اول تا ششم توصیف شدند که شامل موارد زیر هستند:
1-       معماری
2-        هنرهای دستی مانند:مجسمه سازی، شیشه گری و ..
3-        هنرهای ترسیمی شامل: نقاشی و خطاطی و...
4-        ادبیات شامل شعر و داستان، نمایشنامه ، فیلمنامه و نثر
5-        موسیقی
6-        ورزش، رقص و حرکات نمایشی
هنر هفتم
ریکیوتا کاندو که یک نظریه پرداز فیلم از کشور ایتالیا بود اصطلاح هنر هفتم را در یک بیانیه در سال 1911 منتشر کرد.او در این بیانیه اعلام کرد سینما یا همان هنر هفتم، هنرهای سه بعدی(معماری – مجسمه سازی - نقاشی) را با هنرهای زمانی(موزیک و رقص) ترکیب کرده است.
 سینما آخرین هنر و به عبارت دیگر هفتمین هنر است . در این میان سینما تنها هنری است که نه تنها شش هنر دیگر را به خدمت گرفته بلکه به گونه ای توانسته آنها را اعتلا نیز ببخشد.
اهمیت سینما
هنو ز سینما دوره های آغازین خود را طی می کرد که لنین ( از جمله پایه گذاران و سردمداران نظام کمونیست شوروی ) درباره سینما گفت :
 
" سینما با ما ، همه ارتش های دنیا بر علیه ما ، سرانجام پیروز خواهیم شد."
 
همین یک جمله که از زبان یک سیاستمدار نقل شده ، به خوبی نشانگر اهمیت و قدرت سینماست. سینما وسیله خوبی برای تبلیغ و ارائه دیدگاه ها و اندیشه های سیاسی و اجتماعی و حتی اقتصادی است و از همین رهگذر گاه مخاطبش را به بی راهه برده و او را در چمبره تبلیغات گسترده اسیر کرده ، اما با این وجود سینما به علوم مختلف از پزشکی ، الکترونیک و جغرافیا گرفته تا فیزیک ، شیمی و تاریخ خدمات شایانی نموده است. سینما ، این وسیله سمعی و بصری جذاب ، بزرگترین کارکردش در خلق رویا ، خلق ماجرا ، خلق شخصیت های دوست داشتنی ، نفرت انگیز ، ترحم بر انگیز و... و در نهایت ایجاد احساسات عمیق انسانی از عشق و محبت گرفته تا ترس و نفرت است.                                                                                                                                            گرد آوری مطالب: یداله پدرام – دیماه 1393