ما شوخي كرديم ، شما جدي بگيريد !

 

khomre

 

بزرگترا ميگن صد ،صدو پنجاه سال پيش و البته قبلش ، هركسي پولشو يه جوري نگهميداشت كه از دسترس سارقان و قطاع الطريق محفوظ بمونه
اونايي كه خان و خانزاده و ارباب بودند و خيلي پول داشتند ، پولاشونو ميريختند توي خمره و كوزه و يه جايي تو زير زمين ، باغ يا حتي بيابونا چالشون ميكردند  . آدرسشم فقط دست خودشون بود براي همينم وقتي دست برقضا دارفاني را وداع ميكردند ، ديگه نشوني پولاشونهم گم ميشد تا سالها يا قرنهابعد كه يه آدم خوش شانس پيداش ميكرد و يكشبه ميلياردر ميشد !


بقيه مردم كه اكثريت هم بودند ، گاهي پولاشونو ميدادند به همين افراد ( معتمد ) كه براشون نگهدارند كه خيلي وقتها يادشون ميرفت برن دنبال پولشون و وقتي هم كه ميرفتند ، جناب معتمد ! آسمون و ريسمون رو بهم مي بافت كه الا و بلا اصل ماجرا دروغه ! بنابراين امن ترين جا همون متكا لحاف يا تشك بود كه كمتر مورد دستبرد اغيار قرار ميگرفت .
اين مردم وقتي ميخواستند برن مسافرت ، پولاشونو توي يك كيسه ميريختند كه اسمش " هميان " بو د . اين كيسه رو با يك نخ محكم يا از گردنشون آويزون ميكردند يا مي بستند به كمرشون اينجوري ديگه خيالشون راحت تر بود ولي آقادزده هم وقتي ميزد به كاروان ميدونست مردم پولاشونو كجا قايم ميكنند ، وقتي عربده كشون از پشت گردنه مي اومدند بيرون ، همون اول مردم رو لخت ميكردند !


اين آخر كاريا مردم زرنگ تر شدند يعني مجبورشدند زرنگتر باشند عده اي پيدا شدند كه فق با پول مردم سروكار داشتند اول بهشون ميگفتند صراف بعد بانكدار و يا موسسه مالي و بورس و .... به هر حال اول مردم اعتماد نميكردند بعدها ديدند نه ، ميشه تا حدودي اطمينان كنند چون اين بانكها به مردم پول هم قرض ميدادند .
خب خيلي بهتر از اين بود كه پيش احمد و محمود روبندازي و آخرش هم سنگ رو يخ بشي و دست از پا جلوتر و دماغ سوخته برگردي خونت . راستش اوايل بانكها مبلغي بعنوان كارمزد ميگرفتند كه مردم هم راضي بودند ولي بعد ترها بانكها هم زرنگتر شدند ! يه اصطلاح ديگه اومد بنام بهره ، سود و ... بعد بازرنگي تمام پولاي مردم را كه گرفته بودند تا براشون نگهدارند ، به آدماي نيازمند ميدادند و در قبالش سود ميگرفتند ، بعد كه مردم گفتند : پس ماچي !؟ يه كمي هم از سود به اينها دادند .
كاري به بقيش ندارم كه بانكها گفتند پولاتونو بياريد كه ما سود هم به شما نميديم ولي هرسال قرعه كشي ميكنيم و ماشين و خونه و ويلا و از اين حرفا ميديم !


بعضي ها فراموش ميكردند كه مثلا بيست سال پيش توي بانك فلان يه حساب قرضالحسنه 2000 توماني داشتند كه اونزمان نصف حقوق ماهيانه شون بوده امروز كه ميرن دفترچشونو ببندند بانكي بهشون ميگه اين جزء ديون شده ! يهني ديگه از همون 2000 تومن هم خبري نيست . البته خيليا هم روشون نميشه براي 2000 يا 5000 يا حتي 10000 تومن هم برن بانك حالا فكر كنين يك ميلون نفر روشون نشه برن 10000 تومناشونو وردارن !


اون اوايل مردم خيلي پول بيكار نداشتند تعداد بانكها هم خيلي كم بود شايد هم خيلي بي پول نبودند كه بخوان از بانكاي متعدد پول بگيرن ، شايد هم هردوتاش !
هرچي باشه توي همين شهر خودمون هر 100 متر يك بانك دولتي يا خصوصي و يا ... داريم حالا شما بگيد اينهمه بانك توي اين شهر ، حرف حسابشون چيه ؟ !

نظرات   

 
0 # دمج ع کیسه کرد 1393-01-23 09:31
حرف حسابشون سرکیسه کردن مردمه
پاسخ | پاسخ با نقل قول | نقل قول
 
 
+2 # دمج ع کیسه کرد 1393-01-23 09:37
پول حرام وارد زندگی مردم کردن وبی برکتی آوردن
پاسخ | پاسخ با نقل قول | نقل قول
 
 
0 # Guest 1394-09-02 01:48
من وقتی نه سالم بود تو همین گناباد یه حساب باز کردم و مباغ ده هزار تومن رو بهش واریز کردم

چهار سال پیش که بیست سالم بود رفتم و گفتم ده تومنمو بدید
اوناهم پولو داند.

پولتو میخای بگیری خجالت نداره که

حالا واسه یکی هزار تومنه واسه یکی صدمیلیارد تومن
پاسخ | پاسخ با نقل قول | نقل قول
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی