وقتي كه آب بهترين مهندس است !

قصه پس از باران جالب است ، هم براي كشاورزان ، هم براي مهندسان و هم براي تعميركاران . اما فقط مهندسان باران را دوست ندارند چون پس از باران آن روي سكه نمايان ميشود !

godal

در گذشته هاي بسيار دور كه هنوز صحبتي از مهندس و دوربين و جي پي اس و از اين حرفا نبود ، ميگفتند براي شيب بندي از آب استفاده كنيد تا خطاهاي شما را بگيرد .

 

پس از آنكه مهندسان امروزين آمدند ، با پس راندن سنت ، با شمايل و پرستيژي جديد ، معماران را به كناري راندند و گفتند : ابزارهاي امروزين ما آنچنان دقتي دارند كه يك دهم ميليمتر را هم مي سنجد . از آنروز به بعد ، معماران توبره كار و شمشه و شاقول و البته شلنگ ترازشان را از بيم آنكه تمسخر نشوند ، به پستوها بردند و انواع دوربين و جالون و البته مهندساني كه كلاه مهندسي بر سر داشتند و عينك آفتابي جايشان را گرفتند .

 

mohandes

 

چند صباحي كه گذشت ، دست طبيعت با معماران بيسوادي كه فله اي كار ميكردند و ديمي و تجربي چيز هايي ياد گرفته بودند ، يار شد . چون باران بيامد و آسفالتهاي سوخته و بي كيفيت خيابانها و البته جاده هاي اصلي و فرعي را خيساند ، عبور ماشينهاي رنگ و وارنگ با سرعتهاي مختلف ، آسفالت را از جا كند .

 

بتدريج گودالهاي عميقي به وجود آمد مملو از آب و لجن كه راننده بيخبر از همه جا به گمان اينكه چاله اي در كار نيست ، قصد از عبور از آن ميكرد و صد البته با سقوط يك يا چند چرخ ماشينش به اين گودالهاي مخفي شده در زير آب ، بلايي بر سرش مي آمد كه شداد بر سر " خ ... "  نياورده بود !

 

آب بر سر و صورت مردم بيچاره اي كه پياده راه مي پيمودند مي پاشيد و البته راننده بيچاراره كه شيشه هاي وسيله نقليه اش بسته بود  فقط حركات و ايما و اشارات و حركت لبهاي عابر خيس را مي ديد ولي آنچه را عابر ميگفت نمي شنيد !

 

دستك موتورش مي شكست ، پيچ و مهره ها فرو مي ريخت و كمكها نيز جان به جان آفرين تسليم ميكرد . البته اين بهترين اشتغال آفريني است ، بدون هيچ هزينه اي چون تعميركاران و جلوبندي سازان تا چند ماه بعد اين خودروها را در نوبت انتظار قرار ميدهند و حسابي خوش به حالشان ميشود .

 

البت اكيپهاي راهداري هم مثل امروز يكشنبه 93/12/3 با حضور پر رنگ در جاده كاخك به گناباد ، بعضي از اين گودالها را با گل حاشيه جاده پر ميكنند كه اين سئوال پيش نيايد كه چگونه هنوز يكماه نگذشته كه گودالها را با آسفالت پوشانده بودند ، امروز بدون استثنا چاله هاي نيم متري به جود آمد ؟

 

القصه شهرداري هم با كمك همين مهندسان محترم خيابان كشيده ، زير سازي و آسفالت و شيب بندي كرده و كانالهاي براي خروج آب پيش بيني كرده ، اما نميدانم چه حكمتي است كه اين آبهاي باران شرور و لجوج با شهرداري هم سر جنگ دارند و بي توجه به اينهمه مخارج براي كانال كشي باز هم روي هم تلمبار ميشوند .

 

البته شك نكنيد كه قصد تشويش افكار عمومي و البته تخريب شخصيتهاي خدومي دارند كه بدون هيچ اجر و مزدي ، في سبيل الله به خلق الله خدمت ميكنند . بياييد همه با هم يكصدا فرياد بزنيم كه :

مرگ بر آبهاي لجوج حيله گر !

بدرود تا درودي ديگر

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی